برنامه‌ی سفر به رشت

شیما تیموری 10 شهریور، 1398
مدت مطالعه :
نوشتن درباره‌ی سفر به رشت واقعا برایم سخت بود. شما بگویید چطور می‌توانستم از شهری بگویم که هر خیابان و کوچه‌اش خاطره و تاریخی دارد و هرکس از دید خودش به این شهر دوست‌داشتنی نگاه می‌کند؟ به نظرم واقعا بی‌انصافی است که فقط در یک مطلب از گشت و گذار در شهر رشت بگویم اما در حال حاضر چاره‌ای ندارم جز گفتن از برنامه‌‌ای سبک برای شهرگردی در رشت تا اگر اولین‌بار است که به رشت می‌روید، به دردتان بخورد. قرار است از مهم‌ترین و معروف‌ترین جاهای دیدنی رشت بگوییم و این‌که چطور در این شهر بگردیم. با اسمارتیز همراه باشید.
روز اول: رسیدن به رشت و شهرگردی
برای سفر به رشت چندین راه دارید: اتوبوس، ماشین شخصی، پرواز هوایی و قطار. هرکدام‌شان مزایای خودشان را دارند. بعد از رسیدن به رشت، به نظر من بهترین نقطه برای شروع شهر‌گردی، میدان شهرداری رشت است. خودم هم وقتی اولین‌بار به رشت رسیدم، از همین‌جا شهرگردی‌ام را شروع کردم. تصورم از قلب شهر دقیقا همانی بود که بارها و بارها در ذهنم رویاپردازی کرده بودم: پیرمردهای گیلکی که کنار هم روی سکوهای محوطه‌ی میدان نشسته‌اند و از اتفاقات روزمره‌شان حرف می‌زنند، بچه‌هایی که با کبوترهای جلد میدان بازی می‌کنند و مهم‌تر از همه آسمانی ابری که هر لحظه امکان باریدنش هست.
سفر به رشت؛ خیابان علم‌الهدی شهر رشت با این قایقش، تصویر پا ثابت عکس‌های اینستاگرامی رشت است.
رسیدن به اولین میدان شهرداری ایران کار سختی نیست. خیلی راحت می‌توانید با تاکسی‌های خطی به اینجا برسید. مثلا اگر با اتوبوس به رشت بروید، در ترمینال شهر می‌توانید با کرایه‌ی تاکسی و عبور از بلوار امام به میدان شهرداری برسید. خلاصه از خیابان‌های اصلی شهر مثل شریعتی، علم‌الهدی، امام و میدان سبزه‌میدان می‌توانید خودتان را به میدان شهرداری برسانید. فقط این نکته را یادتان باشد که این خیابان‌ها راهی به داخل میدان ندارند. برای همین باید چند صدمتری را پیاده بروید تا وارد میدان شوید. برای گشت و گذار در این بخش شهر که نزدیک 94 سال از عمرش می‌گذرد، 3 یا 4 ساعتی زمان می‌برد. البته این مدت برای زمانی است که می‌خواهید تمامی ساختمان‌های اطراف میدان را ببینید. برای دیدن میدان شهرداری شب و روز معنی ندارد. هر زمان که به اینجا بروید می‌توانید از زمان‌تان نهایت لذت را ببرید. اما اگر شب به میدان شهرداری رفتید حتما از گاری‌چی‌های داخل میدان غذایی بخرید و محیط اطراف لذت ببرید.

“برای شهرگردی در رشت از میدان شهرداری شروع کنید: ساختمان‌های قدیمی اطراف این میدان هستند و از اینجا می‌توانید به جاهای دیگر شهر هم دسترسی داشته باشید.”


در سمت راست کاخ شهرداری و در تقاطع میدان با خیابان سعدی، ساختمان هتل ایران را می‌بینید. جلوی این ساختمان هم مجسمه‌ی میرزاکوچک‌خان قرار گرفته که راهنمای خوبی برای پیدا کردن هتل است. می‌گویند محمدرضا پهلوی در زمان ولیعهدی‌اش و قبل از مهاجرت به سوئیس برای ادامه‌ی تحصیل چند شبی در این هتل اقامت داشته.
متاسفانه بازدید از داخل ساختمان هتل ایران امکان‌پذیر نیست و فقط باید به دیدن نمای بیرونی‌اش بسنده کنید.   
حالا بعد از دیدن هتل ایران به آن سمت خیابان بروید تا ساختمان اداره‌ی پست رشت را ببینید. در قسمت غربی میدان شهرداری و کنار ساختمان شهرداری، کتابخانه‌ی ملی رشت قرار گرفته که به هیچ نهاد دولتی وابسته نیست. برای همین خرج و مخارجش از طریق حق عضویت اعضا و کرایه‌ی مغازه‌های وابسته به کتابخانه تامین می‌شود.
قبل از این‌که از میدان شهرداری بیرون بروید، بد نیست یک‌بار دیگر و به نشانه‌ی خداحافظی از میدان شهرداری به مجسمه‌ی میرزا کوچک‌خان که ابتدای خیابان سعدی قرار گرفته نگاهی بیندازید. مهندس رامین سعادت قرین حدود 20 سال پیش این مجسمه را به عنوان یادبودی برای سردار جنگل ساخت که در میدان شهرداری نصب شد.

البته اگر فرصتش را داشتید و شب به میدان شهرداری رفتید شانس دیدن گاری کبابی‌ها را دارید که معمولا از ساعت 10 شب به بعد اطراف میدان شهرداری بساط می‌کنند.
حالا وقتش رسیده از میدان بزنید بیرون و به سمت پیاده‌روی سنگ‌فرش علم‌الهدی بروید که میدان شهرداری را به سبزه میدان وصل می‌کند. سال 1310ه.ش این خیابان عریض ساخته شد تا محلی باشد برای تجمع فروشنده‌ها و مغازه‌دارها. برای همین اگر از یک محلی بپرسید که قدیم‌ها به این خیابان چه می‌گفتند، بدون شک پاسخ‌شان خیابان شانزدلیزه خواهد بود.
در این خیابان می‌توانید هم خرید کنید هم شکم‌گردی. مطمئنا چندین ساعت را باید برای گشت و گذار در این بخش شهر به خودتان اختصاص دهید. در طراحی و بازسازی خیابان علم‌الهدی از المان‌های متفاوتی استفاده شده که هرکدام‌ بخشی از زندگی روزمره‌ی گیلکی‌ها را نشان می‌دهند: خانمی پرتقال‌فروش، پیرمرد دوچرخه‌سوار، زن شالیکار و مردان ماهیگیر.
یکی دیگر از کارهای جالبی که شهرداری رشت برای این خیابان کرده، قرار دادن مکعب‌های فلزی در وسط پیاده‌رو است که روی هرکدام‌شان بخشی از شعر «باز باران» گلچین گیلانی نوشته شده. به نظر من‌ تفریح جالبی خواهد بود که هر کدام از این مکعب‌ها را دنبال کنید تا ببینید کدام بخش شعر آمده.
سفر به رشت؛ حال و هوای این شعر را در رشت حس کنید.

در جریان گشت و گذارتان در این پیاده‌رو حتما از دکه‌ها و مغازه‌های اطراف خوراکی بخرید. کلوچه، شیرینی، بستنی، ذرت مکزیکی، چای آلبالو، رشته خوشکار و ساندویچ فلافل از خوردنی‌های خوشمزه‌ی این خیابان است که با خوردن‌شان انرژی بیشتری می‌گیرید تا به شهرگردی‌تان ادامه دهید.
اگر به مسیرتان در پیاده‌روی علم‌الهدی ادامه دهید و از راه مستقیم منحرف نشوید، به سبزه‌میدان خواهید رسید که از قدیمی‌ترین میدان‌های رشت است. سبزه‌میدان قبل از اینکه به پارک تبدیل شود جایی بود که دو تا از محله‌های قدیمی رشت یعنی «استادسرا» و «کیاب» را به هم وصل می‌کرد و گورستانی بود برای مجرمان اعدامی عهد ناصرالدین‌شاه. بعدها محله سر و سامان گرفت، خیابان‌کشی شد و آنقدر اهمیت پیدا کرد که در سالیان بعد میرزا کوچک‌خان اعلامیه جمهوری‌اش را در همین‌جا خواند. در حال حاضر پارک سبزه‌میدان به جز فضای سبزش، کتابخانه‌ی عمومی هم دارد و در اطراف محوطه تندیس‌های از مشاهیر گیلانی مثل شیون فومنی، دکتر محمود بهزاد، پروفسور مجید سمیعی و پروفسور حسن اکبرزاده قرار گرفته.
از سبزه‌میدان که فارغ شدید به سمت خیابان پیرسرا بروید که تا خیابان سردار جنگل یا همان «سام» سابق ادامه دارد. قدیمی‌ها به اینجا می‌گویند گذر پیرسرا یا آپیرسرا که از گذرهای دوست‌داشتنی شهر است.
سفر به رشت؛ میدان شهرداری همیشه شلوغ است
برای خرید سوغاتی شمالی مثل گمج، گلدان سفالی، سفره و سبد حصیری مغازه‌های آپیرسرا جای خوبی است. اگر هم به خانه‌های قدیمی علاقه داشته باشید یا اینکه دوست دارید حال و هوای محله‌های قدیمی رشت را بدانید، پیرسرا بهترین جاست. اینجا پر است از خانه‌های قدیمی، مغازه‌های نجاری، خراطی و چلنگری و پرنده‌فروشی که دیدن‌شان 2 یا 3 ساعتی وقت می‌گیرد. به جز این‌ها باید از گرمابه‌ی گلزار هم بگویم که در سمت راست خیابان پیرسرا ساخته شده و ورودی کاشیکاری جذابی دارد. سال ساختش 1334ه.ق است، یعنی دوره‌ی احمدشاه قاجار اما متاسفانه داخل حمام چیزی نمانده و تنها کسی که می‌تواند اطلاعات کاملی از این حمام به شما بدهد، «آقای گیاه رنگ‌خواه» است که صاحب عطاری کنار گرمابه است. جد او «مشهدی عبدالله گیاه رنگ‌خواه» صاحب حمام گلزار بوده که «گیاهی» هم صدایش می‌کردند.
حالا سراغ خیابان استادسرا می‌رویم که فاصله‌ی تقریبا 900 متری با خیابان پیرسرا دارد و دسترسی به آن خیلی راحت است. با ماشین از خیابان پیرسرا به خیابان طالقانی بروید و در یکی از خیابان‌های معلم یا انوشیروان به سمت راست بپیچید یا اینکه با پای پیاده همین مسیر را ادامه دهید که حدود 10 دقیقه زمان می‌برد. البته اگر تصمیم گرفتید که از همان میدان شهرداری به استادسرا بروید باید در میدان شهرداری وارد خیابان سعدی شوید. در خیابان سعدی هم به مسیر ادامه بدهید تا به استادسرا برسید. قدم زدن در خیابانی که روزگاری خانه‌ی هوشنگ ابتهاج، محمود نامجو و میرزا کوچک‌خان بوده به خودی خود هیجان‌انگیز است. در همین خیابان موسیو آرسن ارمنی زندگی می‌کرده که ایده‌ی اولین خانه‌ی سالمندان ایران و مرکز حمایت از حیوانات به فکرش رسیده و عملی‌شان کرده.
مهم‌ترین خانه‌ی خیابان استادسرا، خانه‌ی میرزا کوچک‌خان است که از ساعت 8:30 صبح تا یک بعد ازظهر و از 3 بعدازظهر تا 9 شب باز است. می‌توانید برنامه‌ی بازدیدی‌تان را طوری تنظیم کنید که صبح خیلی زود به اینجا بروید یا اینکه به عنوان حسن ختام پایان روز شهرگردی‌تان روی موزه و خانه‌ی میرزا کوچک‌خان حساب باز کنید.
روز اول‌تان با دیدن جاهایی که گفتیم پر و پیمان خواهد شد و به نظر من وقتی نمی‌ماند که با خیال راحت و بدون خستگی به بازار بزرگ رشت بروید. برای همین می‌توانید روز دوم را به دیدن بازار بزرگ رشت اختصاص دهید یا این‌که برنامه‌اش را با یکی از جاهای دیدنی رشت مثل خانه میرزا کوچک خان عوض کنید. خلاصه که همه چیز بستگی به خودتان دارد.
روز دوم: رشت‌گردی
به نظرم حیف است که در روز دوم و قبل از دیدن بازار بزرگ رشت، کلیسای شهر را نبینید. در همان خیابان استادسرا که درباره‌اش گفتیم اگر به سمت خیابان سعدی برگردید، به کلیسای مسروپ مقدس (Church of the Holy Mesrop) می‌رسید. معماری این کلیسا با آن صلیبی که بالای گنبد مخروطی‌اش قرار گرفته از دور هم مشخص است و نیازی نیست خیلی جستجو کنید. همه روزه به غیر از یکشنبه‌ها از ساعت 8 صبح تا 5 بعدازظهر می‌توانید برای بازدید کلیسا وقت بگذارید.
حالا که کلیسای مسروپ را دیدید، دیگر وقتش رسیده که بازار بزرگ رشت بروید. از کلیسا که بیرون آمدید، خیابان سعدی را به سمت جنوب ادامه دهید تا به بازار بزرگ رشت برسید. اینجا همان بازاری است که عکس‌هایش در اینستاگرام دل همه‌ی عاشقان رشت را برده. زیتون‌فروش‌ها، ماهی‌فروش‌ها و گاری‌های پر از سبزیجات و میوه متداول‌ترین تصاویری هستند که همه‌مان از این بازار در ذهن داریم. همه جا پر از رنگ است، پر از بو و حس خوب زندگی که وسوسه‌تان می‌کند چند دقیقه بایستید و به اطراف نگاه کنید.
با اینکه بازار بزرگ رشت بیشتر برای خرید است و در بخشی دیگر به طور مفصل درباره‌اش حرف می‌زنم، اما دلم نیامد به عنوان جاذبه‌ از آن اسمی نبرم. پس حتما به عنوان یک جاذبه‌ی مهم رشت، روی بازار بزرگ رشت حساب کنید.
خوردن رشته خوشکار، نوشیدن چای در استکان کمر باریک و نشستن در قهوه‌خانه‌های قدیمی دور و بر بازار حس خیلی خوبی به شما می‌دهد.
بعد از گشت و گذار در قسمت مرکزی شهر و بازار رشت بهتر است به باغ محتشم هم سر بزنید. باغ محتشم یا پارک شهر رشت، اصلی‌ترین و قدیمی‌ترین پارک شهر است که در سال 1241ه.ش احداث شد. اکبرخان بیگربیگی، صاحب زمین پارک شهر رشت از مالکان دوره‌ی ناصرالدین شاه بود که باغ بزرگی در همین قسمت شهر برای استراحت و تفریح ساخت. بعد از فوت اکبرخان، باغ به دخترش رسید یعنی همسر محتشم‌الملک. محتشم هم برای زیباسازی باغ همسرش تلاش زیادی کرد و عمارتی کلاه فرنگی هم در آن ساخت.
اگر زمان کمی برای باغ محتشم در نظر گرفته‌اید، توصیه می‌کنم به پارک ملت رشت هم سر بزنید که خود رشتی‌ها به آن سیاه باغ می‌گویند. حتی می‌توانید در همین پارک چادر بزنید، چون امکانات رفاهی خوبی برای کمپینگ دارد. آکواریوم بزرگی هم که در پارک ملت وجود دارد شما را با ماهی‌های کمیاب تزئینی شمال و جنوب کشور آشنا می‌کند که حدود 680 گونه ماهی در این آکواریوم نگهداری می‌شود.
جاهایی که خواندید مهم‌ترین جاهای دیدنی رشت هستند که بیشتر گردشگران در اولین سفرشان به رشت آن‌ها را می‌بینند هرچند اگر از عاشقان رشت بپرسید، برای هزارمین بار هم میدان شهرداری و بازار رشت سر می‌زنند چون هربار برای‌شان تازگی دارد.
برچسب مطالب

ایندیاناجونز از بچگی برام جذاب بود. برای همین رفتم سراغ باستان‌شناسی و تا فوق لیسانس ادامه‌ش دادم. از طرف دیگه سفر هم چیزی نیست که بتونم ازش دست بکشم؛ دوسش دارم. اصلا با سفر می‌تونی خودتو به چالش بکشی و اون قدرت پنهون درونتو بیاری بیرون. حیوانات، موسیقی، تکنولوژی، سریال و کتاب هم در لیست دوست‌داشتنی‌های منه و بدون اونا زندگیم یکنواخت و روتینه. من شیما هستم، الان و به وقت محلی 30 سالمه :)

امتیاز دهید نظری تا کنون ثبت نشده است ۵ / 4.7 32 نفر
نظرتو با ما مطرح کن
نظرات دیگران
اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می‌دهد.